(نگاه به عکس شهدا عبادت است)
(این وب سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور می باشد)
درباره وبلاگ
مصلح

لبیک یا رسول الله... ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره‌ی خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»...

نويسندگان
شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ :: ٤:۱۸ ‎ب.ظ

وصیت نامه شهیده نسرین افضل

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا

شهادت بالاترین درجه ای است که یک انسان می تواند به آن برسد و با خونش پیامی می دهد به بازماندگان راهش.

«یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه، فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی

ای نفس قدسی و دل آرام (به یاد خدا) امروز به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنود (به نعمت های ابدی او) و او راضی از توست، باز آی و در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو» پروردگارا! سپاس که ما را در مبارزه با طاغوت و براندازی رژیم کفر پیشه و وابسته به شیطان بزرگ، آمریکای جهان خوار یاری فرمودی و به ما رهبری آگاه و پرتوان ارمغان نمودی تا ما را از تاریکی ها و ظلم رهانید و با ایجاد وحدت در میان مردم مسلمان و شهیدپرور، نظام جمهوری اسلامی را در این سرزمین مقدس، بنا نهاد. خداوندا! به ما توفیق عبادت و اطاعت عنایت فرموده و ما را از شر هوای نفس، محفوظ بدار.

بار خدایا! به ما یاری کن تا با اسلام راستین آشنایی پیدا کرده و در عمل به تعالیم آن بکوشیم.

ایزدا! ما را در کسب علم و ترویج فرهنگ قرآن و اسلام در مدارسمان یاری و موفق دار.

الها! به ما قدرتی عنایت کن که پرچم لااله الاالله را بر سراسر جهان به اهتزاز درآوریم.

خداوندا! کشور اسلامی ما را از کشورهای تجاوزگر و سلطه طلب بی نیاز دار.

بار الها! اخلاق اسلامی، آداب و عادات قرآنی را بر کشور عزیزمان ایران و مدارسمان حاکم بگردان.

بار ایزدا! به رهبر کبیرمان- امام خمینی- عمر و توفیق بیشتر عنایت دار تا با رهنمودهایش مسلمین و مستضعفین جهان به استقلال و آزادی واقعی دست یابند.

خداوندا! ایران و اسلام را از شر کفار و منافقین و حیله های زورمداران شرق و غرب و نوکرانشان بدور داشته، رزمندگانمان را در جبهه های حق علیه باطل پرتوان و پیروز بدار.

کریما! ما را در صدور انقلاب خونبارمان به جهان، توان ده و آن را تا انقلاب مهدی(عج) استوار بدار.

همسرم بدان که من نسرین، کسی که تو را دوست دارد، شهادت را هم بسیار دوست می دارم، چون خدای خود را در آن زمان پیدا می کنم.

از تو می خواهم که اگر می خواهی فردی خداگونه باشی و درس دهنده، از امروز و از این ساعت، سعی کنی تماس خود را با خدای خویش بیشتر کنی و همین طور معلمی باشی جدی.  

جهت مطالعه زندگی نامه این شهیده خواهشمند است به ادامه مطلب مراجعه نماید.  


 

کاش همه روزهای تقویم زندگی مان خدایی باشد

 

مزد جهاد در کردستان

سمیرا خطیب زاده

سال 90 را که آغاز کردیم، از خدا خواستیم تا حالمان را احسن الحال کند، خواستیم مقلب القلوب دل هایمان فقط خودش باشد. اما خوشا به حال آنان که در جوار شهدا سالشان را تحویل کردند؛ مسافران سرزمین های نور شدند و عطر دلنشین شهادت را، به شهرهای پر از عادت روزمرگی هدیه کردند. اگر مشامت تیز باشد، هنوز هم عطرش را استثمام می کنی، کافی است چشم هایت را ببندی و با عمق جانت نفس بکشی.

کاش همه روزهای تقویم زندگی مان خدایی باشد، کاش حالمان همیشه احسن الحال بماند، مثل حال وهوای بچه های خاکریز و جبهه. کار سختی نیست، اما اگر بخواهی، که در این «خواستن» نیز حکمتی است که دریادلان می دانند، کافی است شهدا را که در زندگیشان پیوسته احسن الحال بودند دریابی، کافی است در دریای بیکران، اخلاصشان نفس بکشی. آری روزهای تقویم امسالمان نیز به نام شهیده ای مزین شده است. «شهید نسرین افضل» را می گویم همو که نماد «عفاف و جهاد زن ایرانی» در سال «جهاد اقتصادی» لقب گرفته است.

آری این بار می خواهیم از زنان شهید بگوییم، آنان که گاه سمیه می شوند و برای یاری حق شمشیر و تازیانه می خوردند، گاه خدیجه(س) می شوند و همه چیز و «هر چه را که دارد» به پای خوب ترین های عالم می ریزد، گاه فاطمه(س) می شود و اولین امام، در خانه نورانی اش آرامش می یابد و در دامانش عاشورا رقم می خورد، گاه زینب(س) می شود و خطبه های آتشینش کاخ یزیدیان را فرو می ریزد و در عین اسارت آزاده می شود.

از شهداء زیاد گفته ایم اما بگذارید از زنان شهیده بگوییم چرا که از آنان کمتر یاد کرده ایم. از زنانی که شریک زندگی یاوران روح الله بودند و سعادت را با آنان تقسیم می کردند.

این بار می خواهیم قصه پرواز زنی را بگوییم که الگوی زنان ایرانی در سال 90 نام گرفته است. زنی که تن پاک و تب دارش هدف گلوله منافقین قرار گرفت. قصد غربت شیرزنی که در غربت کردستان گمشده خویش را یافت، به دیدار او شتافت و قهرمانانه به شهادت لبخند زد.

طلوع نورانی

او در سال 1338 در خانواده ای مذهبی در شیراز پا به عرصه وجود نهاد. روزها و سال های کودکی را به عطر رأفت و عطوفت مادری مهربان و اهتمام پدری مخلص و متدین گذراند.

در دوران تحصیل، دانش آموزی پرشور و باشعور بود که بر بسیاری از نابسامانی های رژیم طاغوت، خردمندانه اعتراض می کرد و مورد تعقیب نیروهای امنیتی نیز قرار گرفت. پس از پایان دوران دبیرستان در کمیته امداد، سپاه و جهاد سازندگی با خدمت به محرومین روستایی، بیشترین قرب به پروردگار را برای خود کسب کرد. در آغاز سال 1360 با راهنمایی برادر بزرگوارش «شهید احمد افضل» همزمان با فراخوان جهاد سازندگی شیراز به همراه جمعی از خواهران متعهد به کردستان اعزام شد و در شهر مهاباد، به مجاهدت شبانه روزی پرداخت. مدتی مسئولیت تبلیغات و انتشارات سپاه مهاباد را به عهده گرفت و در عین حال با ارگان های دیگر نیز همکاری داشت. به خاطر نیاز شدید آموزش و پرورش به عنوان مربی تربیتی مشغول به کار شد و همزمان معلمان نهضت سوادآموزی نیز تحت تعلیم و آموزش او قرار گرفتند.

پیوند آسمانی

در سال 1361 با یکی از پاسداران، پیوند ازدواجی مقدس را آغاز می کند و زندگی پر از معنویت خویش را وارد مرحله تازه ای می کند. پس از ازدواج با وجود فعالیت فراوان اجتماعی، آن زمان که به خانه اش بازمی گشت، با ذوق و ظرافتی ستودنی، خانه ای ساده و بی پیرایه را به بهشتی روح بخش تبدیل می کرد. پیوسته جمله «الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب» بر ذهن و زبانش جاری بود و با شیدایی و مشتاقی محافل و مجالس دعا را برگزار و دیگران را نیز توصیه به شرکت در این گونه مراسم می کرد.

پایانی سعادتمند

در آخرین شب و روز زندگی اش با وجود تب شدید و بیماری از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند. به گفته دوستانش آن شب، مثل همیشه او به شدت منقلب می شود. کسی چه می داند، شاید در همان حال، ملائک به او سلام و تهنیت می گفتند، دعا پایان می یابد. همه جهت بازگشت سوار ماشین می شوند و نسرین یکی از خواهران را از جا بلند می کند و می گوید. این جا، جای من است، و خود می نشیند.

متأسفانه در مسیر به کمین عوامل پلید منافقین می افتند و در آن جمع، تنها نسرین مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و پس از یک سال حضور در مهاباد به آرزوی همیشگی اش که همان شهادت در راه خداست، می رسد. می دانید آرزوی او چه بود؟ شهادت همچون شهید مطهری و درست به همان صورت به وصال حق می رسد.



موضوع مطلب : شهیده نسرین افضل / عکس شهید / زندگی نامه شهید / رشادتهای شهید
موضوعات
پيوندها
صفحات وبلاگ
امکانات جانبی



انعکاس بناب