(نگاه به عکس شهدا عبادت است)
(این وب سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور می باشد)
درباره وبلاگ
مصلح

لبیک یا رسول الله... ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره‌ی خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»...

نويسندگان

 

شهادت افتخار ماست امروز

خوش آن روزى که ما را سنگرى بود
هواى ما هواى دیگرى بود

خوش آن روزى که دل‏ها یکصدا بود
خوش آن روزى که جبهه کربلا بود

خوش آن روزى که دل مى‏سوخت در تب‏
و چفیه، بوى خون مى‏داد هر شب‏

و چفیه، یادگار جبهه‏ها بود
و چفیه ، رازدار جبهه‏ها بود

خوش آن روزى که با سر مى‏دویدیم‏
به خاک پاک جبهه مى‏رسیدیم‏

درون جبهه‏ها طوفان به پا بود
خدا در کنج سنگرهاى ما بود

دلى بود و خدایى بود و سنگر
دعا بود و شقایق‏هاى پرپر

هنوز آرى بسیجى مرد جنگ است‏
و در دست تمام ما تفنگ است‏

برادرهاى ما مردان جنگ‏اند
برادرهاى ما مرد تفنگ‏اند...

هنوز آرى هواى جبهه داریم‏
شقایق زادگان داغداریم‏

خزان ما، بهار ماست، امروز
شهادت، افتخار ماست ، امروز..



موضوع مطلب : شهدای روستای بران از توابع شهرستان پارس آباد مغان / شهدای استان اردبیل / شهدای شهرستان پارسآباد مغان / شهدای روستای بران

بسم الله الرحمن الرحیم

فقط نگذارید حرف امام زمین بماند. همین!

 

و السلام



تصویری از شهیداحمد رضا احدی(رتبه 1 کنکور رشته پزشکی) 

احمد رضا احدی

لطفا نظر یادتون نره


موضوع مطلب : وصیتنامهشهید احمد رضا احدی / آخرین دستنوشته شهید احمد رضا احدی / شهید احمد رضا احدی / رتبه 1 کنکور رشته پزشکی
سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱:۱٠ ‎ب.ظ

 

غزل شهید

مادر چه گریه میکنى امشب براى من‏
زنهار اشک غم مفشان در عزاى من‏

من طایر بهشتیام و راستى نبود
ویرانه‏اى چو عالم هستى سراى من‏

رفتم از این خراب و پریدم به اوج عشق‏
جایى که بود درخور بال هماى من‏

بنگر چگونه پر به حریم خدا زدند
همسنگران همنفس خوشنواى من‏

من زنده‏ام شهید ره عشق مرده نیست‏
پیچید بگوش اهل حقیقت نداى من‏

زان شد نصیب فیض شهادت مرا که بود
عشق حسین (ع) همسفر کربلاى من‏

من یک بسیجیام که در آئین لشکری
فرمانده ، عشق باشد و آمر خداى من‏

مادر مرا ببخش ولیکن روا نبود
انکار امر رهبر من ، رهنماى من‏

جایى که پاى دین و وطن بود در میان‏
مادر نبود بستر راحت سزاى من‏

وقتى نشسته در بر سجاده‏اى مباش‏
غافل به پیشگاه خدا از دعاى من‏

هرجا بدیده عاشق جانبازى آیدت‏
فرزند خود خطاب کن او را به جاى من‏



موضوع مطلب : شهید میرفرزانه بابایی / شهدای پارس آباد مغان / شهدای استان اردبیل / شهدای روستای گویشدی
سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱:٠۸ ‎ب.ظ

در گوشه لچکی، یعنی جایی که کربلای8 در آن زمان انجام گرفت، تمام بچه‌های لشگر سیدالشهدا مورد حمله شیمیایی قرار گرفتند و تعداد زیادی شهید شدند. در جزایر هم وضع همین‌گونه بود. مقام معظم رهبری به‌عنوان امام جمعه تهران ـ البته رئیس‌جمهور وقت هم بودند ـ پیام بسیار مهمی صادر کردند که اولین پیامی بود که آقا رهبرگونه دادند. شما می‌دانید دقیقاً آنچه که آقا روی کاغذ آوردند مثل حضرت امام بود. در آن پیام گفتند‌: من به‌عنوان امام جمعه تهران، نه رئیس‌جمهور، به جبهه‌ها می‌روم و ائمه‌جمعه هم بیایند. لشگر امام حسین(ع) در آن زمان حدود نُه گردان پیاده داشت. آن‌قدر نیرو آمد که گردان‌های پیاده ما به 24 گردان رسید. مقر اصلی لشگر هم در دارخوین پر از نیرو بود. هشت گردان را آوردیم. تهران جایی داشتیم به نام پادگان قوچانی آنجا هم پر شده بود. بعد هفت گردان را در یک پادگانی در سنندج بردیم. یعنی حدود 26 گردان فقط پیاده، برای‌مان نیرو آمد. گردان‌ها را از 256 نفر تا 350 نفر افزایش دادیم و هر گردان را چهار گروهان کردیم. تمام واحدهای ما پر از نیرو شد، به طوری‌که گفتیم دیگر نیرو نیاورید. خلاصه اینکه حرکت آقا به سوی جبهه‌ها، امواجی از نیروهای مردمی را دوباره به حرکت درآورد و در دل دشمن رعب و وحشت ایجاد کرد و به رزمندگان روحیه بخشید.

 منبع : ویژه‌نامه امتداد به نقل از سردار سیدعلی بنی‌لوحی



موضوع مطلب :
سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱:٠٦ ‎ب.ظ

مکه من فکه بوَد، منــــای من دوکوهـــه

 قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه

 مدینه ام شلمچه و بقیع مــــن هویــــزه 

 مروه من طلاییه، صفای من دوکوهه

 دیار غربت و غم و وادی عشق و عرفـان         

 جای قبــول توبه و دعای من دوکوهه

 اگرچه راه کربلا بسته به عاشقان است    

 علقمــه و فرات و نینوای من دوکوهه

 قافله رفته و دگـــر جدایــــم از شهیــدان     

 مریض هجرم و فقط دوای من دوکوهه



موضوع مطلب :

حضرت آقا (حفظه الله) که فرموده بودند:

" نگذارید نام و یاد شهدا در کشاکش زندگی روزمره به فراموشی

 سپرده شود. "

منبع : وبسایت قافله شهدا



موضوع مطلب :
سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ

در آغاز جنگ بر حسب مسئولیتی که داشتم در کردستان بودم. مقام معظم رهبری در آن زمان به‌خاطر حساسیت جبهه‌های جنوب، بیشتر در خوزستان بودند، لذا ما از حضور ایشان در منطقه عملیاتی‌‌مان در روزهای اول، محروم بودیم، تا اینکه در اواخر 59 بود که ایشان به کردستان آمدند، من فرمانده منطقه عملیاتی مریوان بودم با برادر عزیزم، حاج آقا متوسلیان که ایشان از سپاه بود و من از ارتش که فرماندهی منطقه عملیاتی مریوان تا حدود نوسود و سقز را بر عهده داشتیم. می‌دانید که سال 59 کردستان وضع مساعدی نداشت، نه تنها به خاطر هجوم عراق مرزها ناامن بود، بلکه بسیاری از نقاط آن هم همراه با توطئه و خطر مین‌گذاری و خطر تهاجم ضدانقلاب، ناامنی‌های جاده‌ای، حتی ناامنی‌های پروازی و هلی‌کوپتری بود؛ به طوری‌که در چندین مورد از پایین به هلی‌کوپترها تیراندازی می‌شد، حتی رئیس بانک مریوان هم در هلی‌کوپتر شهید شد، بنابراین حضور یک مقام برجسته‌ای مثل آقا در سال 59 در آن منطقه که حتی پادگان مریوان هم زیر توپ 130 دشمن بود و هم خمپاره ضدانقلاب، برای ما فوق‌العاده مهم و روحیه‌بخش بود. عراق هم به حضور ایشان در منطقه پی برده بود و چندین‌بار با اختلاف چند دقیقه موضع و محلی را که ایشان بودند بمباران کرد. به هر جهت اقامت طولانی آقا نشان دهنده این بود که حضور فرمانده اصلی در لحظات بحرانی در کنار رزمندگان بسیار مهم و روحیه بخش است...

بقیه اش در ادامه مطلب...

منبع : ویژه نامه امتداد به نقل از تیمسار علی‌اصغر جمالی



موضوع مطلب :
سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ

در گوشه لچکی، یعنی جایی که کربلای8 در آن زمان انجام گرفت، تمام بچه‌های لشگر سیدالشهدا مورد حمله شیمیایی قرار گرفتند و تعداد زیادی شهید شدند. در جزایر هم وضع همین‌گونه بود. مقام معظم رهبری به‌عنوان امام جمعه تهران ـ البته رئیس‌جمهور وقت هم بودند ـ پیام بسیار مهمی صادر کردند که اولین پیامی بود که آقا رهبرگونه دادند. شما می‌دانید دقیقاً آنچه که آقا روی کاغذ آوردند مثل حضرت امام بود. در آن پیام گفتند‌: من به‌عنوان امام جمعه تهران، نه رئیس‌جمهور، به جبهه‌ها می‌روم و ائمه‌جمعه هم بیایند. لشگر امام حسین(ع) در آن زمان حدود نُه گردان پیاده داشت. آن‌قدر نیرو آمد که گردان‌های پیاده ما به 24 گردان رسید. مقر اصلی لشگر هم در دارخوین پر از نیرو بود. هشت گردان را آوردیم. تهران جایی داشتیم به نام پادگان قوچانی آنجا هم پر شده بود. بعد هفت گردان را در یک پادگانی در سنندج بردیم. یعنی حدود 26 گردان فقط پیاده، برای‌مان نیرو آمد. گردان‌ها را از 256 نفر تا 350 نفر افزایش دادیم و هر گردان را چهار گروهان کردیم. تمام واحدهای ما پر از نیرو شد، به طوری‌که گفتیم دیگر نیرو نیاورید. خلاصه اینکه حرکت آقا به سوی جبهه‌ها، امواجی از نیروهای مردمی را دوباره به حرکت درآورد و در دل دشمن رعب و وحشت ایجاد کرد و به رزمندگان روحیه بخشید.

 منبع : ویژه‌نامه امتداد به نقل از سردار سیدعلی بنی‌لوحی



موضوع مطلب :
دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ٥:٥٢ ‎ب.ظ

جاده مانده است و من و این سر باقی مانده

رمقی نیست در این پیکر باقی مانده

 

نخل ها بی سر و شط از گل و باران خالی

هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده

 

توئی آن آتش سوزنده ی خاموش شده

منم این سردی خاکستر باقی مانده

 

گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده است

باز شرمنده ام از این سر باقی مانده

 

روزو شب گرم عزاداری شب بوهاییم

من و این باغچه ی پرپر باقی مانده

 

شعر طولانی فریاد تو کوتاه شده است

در همین اسب و همین خنجر باقی مانده

 

پیش کش باد به یک رنگی ات ای پاک ترین

آخرین بیت در این دفتر باقی مانده

 

تا ابد مردترین باش و علمدار بمان

با توام ای یل نام آور باقی مانده



موضوع مطلب :
دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ٤:۳٤ ‎ب.ظ

 

نام سرداران شهید شهرستان پارس آباد مغان به ترتیب از راست به چپ

شهید حسین قلی علایی، شهید سیف الدین برومند، شهید اسد فلاح، شهید رحیم واحدی



موضوع مطلب : شهید حسین قلی علایی / شهیدسیف الدین برومند / شهید اسد فلاح / شهید رحیم واحدی
دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ۳:٥٧ ‎ب.ظ

در تهیه این عکس لازم است کمال تقدیر و تشکر از کانون تبلیغاتی خط سوم داشته باشم که با ما همکاری نمودند - مصلح



موضوع مطلب :
موضوعات
پيوندها
صفحات وبلاگ
امکانات جانبی



انعکاس بناب