(نگاه به عکس شهدا عبادت است)
(این وب سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی کشور می باشد)
درباره وبلاگ
مصلح

لبیک یا رسول الله... ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطره‌ی خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»...

نويسندگان
یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرماندهی شهید مهدی باکری بر دلها

انباردارمان آمد به من گفت: یک بسیجی این جا هست که هیچ چی نمی خواهد، عوض ده تا نیرو هم کار می کند. می شود این را بدهیش به من؟!

گفتم: کو؟! کجاست؟!

گفت: همان که دارد گونی ها را دو تا دوتا می برد توی انبار. همان را می گویم.

گونی ها جلوی صورتش بود و نمی شد دیدش. نیم رخش را دیدم. آقا مهدی بود.



موضوع مطلب :
شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۸:۳٧ ‎ق.ظ

شهیدی که یک هفته برایش گوسفند قربانی کردند؛

شهید یوسف عبدی اولین شهید معلم پارس آباد بود

که در سال 1361 در منطقه "بازی دراز" به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

من خاطره خاصی از پدرم ندارم، خواب های من خاطره‌های من هستند" این جمله که در آن دریایی از حسرت موج می‌زند، از کسی است که هنگام شهادت پدرش دختر بچه‌ای بود 18 ماهه. اکنون پدر این دختر که شهید "یوسف عبدی" نام دارد اولین شهید معلم پارس آباد است که در زیر با بخشی از زندگینامه و نحوه شهادت وی آشنا می شویم.



موضوع مطلب : شهید یوسف عبدی / شهدای پارس آباد مغان / داریوش مصلح / اولین شهید معلم پارس آباد
چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

شهادت ایستاده

تلخ ترین صحنه ی آن واقعه برای من، مشاهده ی تعدادی از آن بچه ها بود که چون تا نزدیکی زانو در زمین باتلاقی  فرو رفته بودند و دفعتا ان ها را به رگبار بسته بودند، ایستاده به شهادت رسیدند و اجسادشان به همان نحو سر پا مانده بود.
ضبط را خاموش کن آقای بهزاد ، حال خوشی
ندارم!
 



موضوع مطلب :
یکشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۳ :: ۸:٥٤ ‎ق.ظ

مشاهده و دریافت
اندازه :54489 کیلوبایت
پسوند : rar
شرح :فایل لایه باز پوستر شهید شیردل
مشاهده و دریافت
اندازه :42107 کیلوبایت
پسوند : rar
شرح :فایل لایه باز پوستر شهید جنگی زهی
مشاهده و دریافت
اندازه :57034 کیلوبایت
پسوند : rar
شرح :فایل لایه باز پوستر شهید شباز


موضوع مطلب : شهدای شاخص بسیج در سال 1393 / پوستر شهید شیردل / پوستر شهید جنگی زهی / پوستر شهید شباز
جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳ :: ۸:٤۱ ‎ق.ظ

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سال ۱۳۹۳:

امسال را سال « اقتصاد و فرهنگ،با عزم ملی و مدیریت جهادی »نامگذاری می کنیم

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ هجری شمسی، با تبریک سال نو ، تلاش مشترک و مجاهدانه مردم و مسئولان را لازمه تحقق شعار سال دانستند.



موضوع مطلب : سال93 / «اقتصاد و فرهنگ،با عزم ملی و مدیریت جهادی / داریوش مصلح
چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٤:۱٤ ‎ب.ظ

افسران - عشق یعنی رهبرم  سید علی ....



موضوع مطلب : عشق یعنی رهبرم
جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٦:۱۳ ‎ب.ظ



موضوع مطلب : دشمن را له می کنیم
سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٦:٠٥ ‎ب.ظ
پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٦:۱٦ ‎ب.ظ



موضوع مطلب : به اذن الهی
جمعه ۳٠ فروردین ۱۳٩٢ :: ٦:٠۳ ‎ب.ظ



موضوع مطلب : بهار دلها
سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢ :: ٦:٠۱ ‎ب.ظ



موضوع مطلب : بهار طبیعی
پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٢ :: ٥:٥۸ ‎ب.ظ
دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢ :: ٥:٤٠ ‎ب.ظ
جمعه ٢٥ اسفند ۱۳٩۱ :: ٢:٤٤ ‎ب.ظ



موضوع مطلب :
جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱ :: ٢:۳٩ ‎ب.ظ

 

اتل متل توتوله
.
.
.
یه پاتو ورچین



موضوع مطلب :
جمعه ٤ اسفند ۱۳٩۱ :: ۸:٤٩ ‎ق.ظ

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1391/139111267174021e.jpg

حالا اخیراً آمریکایى‌ها باز مسئله‌ى مذاکره را پیش کشیدند، تکرار میکنند که آمریکا آماده است با ایران مذاکره‌ى مستقیم بکند؛ این تازگى ندارد. مسئله‌ى مذاکره را آمریکایى‌ها در هر مقطعى تکرار کرده‌اند. حالا امروز نوبه‌میدان‌آمده‌ها مجدداً تکرار میکنند که مذاکره کنیم و میگویند توپ در زمین ایران است، توپ در زمین شماست، شما هستید که باید پاسخگو باشید، شما هستید که باید بگویید مذاکره‌ى همراه با فشار و تهدید، چه معنایى دارد؟ مذاکره براى اثبات حُسن نیت است. شما ده تا کار انجام میدهید که حاکى از سوء نیت است، آن وقت به زبان میگویید مذاکره؟! توقع دارید ملت ایران قبول کنند که شما حُسن نیت دارید؟! ما البته درک میکنیم چرا آمریکایى‌ها این روزها باز مجدداً مسئله‌ى مذاکره را هى تکرار میکنند، هى میگویند پشت سر هم به زبانهاى گوناگون؛ ما میفهمیم علت چیست. به قول خود آمریکایى‌ها، سیاست خاورمیانه‌اى آنها دچار شکست شده. آمریکا در سیاستهاى خود در این منطقه، دچار شکست است. احتیاج دارند به اینکه یک برگ برنده‌اى را به قول خودهاشان رو کنند؛ این برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اینکه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بکشانند پاى میز مذاکره؛ به این احتیاج دارند. میخواهند به دنیا اعلام کنند که ما حُسن نیت داریم. نه، ما حُسن نیتى مشاهده نمیکنیم. من چهار سال قبل - در اول این دولت کنونى امریکا - که باز همین حرفها را میزدند، اعلام کردم، گفتم که ما پیشداورى نمیکنیم، قضاوت زودهنگام نمیکنیم؛ ما نگاه میکنیم ببینیم عمل اینها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهیم کرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ایران چه باشد؟ از فتنه‌ى داخلى حمایت کردند، به فتنه‌گران کمک کردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروریسم به کشورى مثل افغانستان لشگرکشى کردند، این همه انسان را پامال کردند، نابود کردند؛ با همان تروریستها امروز دارند در سوریه همکارى میکنند، پشتیبانى میکنند؛ همان تروریستها را در هرجایى که توانستند در ایران به کار بگیرند، به کار گرفتند، عوامل آنها، همپیمانهاى آنها، جاسوسان رژیم صهیونیستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور کردند صریح، اینها حاضر نشدند حتى محکوم کنند، حمایت هم کردند؛ این عملکرد آنهاست؛ علیه ملت ایران تحریمهایى را که خودشان میخواستند این تحریمها فلج کننده باشد، به کار گرفتند و این را تصریح کردند و گفتند فلج کننده. چه کسى را میخواستید فلج کنید؟ ملت ایران را میخواستید فلج کنید؟ شما حُسن نیت دارید؟ مذاکره از روى حُسن نیت، با شرایط برابر، میان دو طرفى که نمیخواهند به یکدیگر کلک بزنند، معنا پیدا میکند. مذاکره به صورت یک تاکتیک، مذاکره براى مذاکره، مذاکره براى فروختن ژست ابرقدرتى بیشتر به دنیا، این مذاکره یک حرکت حیله‌گرانه است؛ این حرکت واقعى نیست. من دیپلمات نیستم، من انقلابى‌ام، حرف را صریح و صادقانه میگویم. دیپلمات یک کلمه‌اى را میگوید، معناى دیگرى را اراده میکند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم. مذاکره آن وقتى معنا پیدا میکند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمیدهد، خودتان میگویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما میخواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک میکنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد...



موضوع مطلب :

بی‌اعتمادی چرا؟

از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبارزه‌ی ملت ایران با سیاست‌های سلطه‌طلبانه‌ی آمریکا از سابقه‌ای تاریخی برخوردار است. این مقابله از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ آغاز شد و در ۱۶ آذر همان سال با سرکوب حرکت ضدآمریکایی دانشجویان ادامه یافت.
متن زیر مروری است بر دیدگاه‌ها و مواضع حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره تقابل ملت ایران و دولت آمریکا، که آن را در قالب پرسش و پاسخ‌ و به‌مناسبت روز دانشجو، تنظیم و منتشر کرده است.

 
  سؤال پاسخ
۱ آیا تقابل ملت ایران با دولت آمریکا صرفا به پس از انقلاب اسلامی برمیگردد؟
مبارزه از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده
و تا کنون ادامه دارد.
 
۲ ۱۶آذر با چه ویژگی‌هایی باید شناخته شود؟
۱۶ آذر متعلق به دانشجوى ضدآمریکا و ضدسلطه است.
 
۳ مصادیق دشمنی‌ دولت آمریکا علیه ملت ما
چه بوده است؟

کمک به حرکتهای تروریستی، تصرف دارائی ایران کمک  به صدام در جنگ با ایران، شلیک به هواپیمای مسافربری،  اهانت به ملت ایران، تحریم‌های همه‌جانبه.
 
۴ علت اصلی دشمنی دولت آمریکا با ملت ایران و جمهوری اسلامی چیست؟
یک: نفی سلطه‌پذیری، وابستگی سیاسی و سکولاریزم اخلاقی؛
دو: پافشاری ما بر هویت ملی و اسلامی، دفاع از مظلومان و فتح قله‌های علمی
 
۵ علت بنیادین مقابله ما با دولت آمریکا چیست؟
طبق آیات قرآن پای‌بندی به ایمان بِالله و کفر به طاغوت واجب است و امروز طاغوت اعظم در دنیا آمریکاست.
 
۶ آیا رابطه با آمریکا خطر او را برای ما کم می‌کند؟
به دو دلیل خطر آمریکا را کم نمیکند. یک: آمریکا به عراق حمله کرد؛ در حالى که با هم رابطه‌ى سیاسى داشتند. دو: رابطه، براى آمریکائى‌ها، همیشه وسیله‌اى براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدوری بوده است.
 
۷ چرا با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم؟
مذاکره در سایه‌ى تهدید و فشار
و از موضع ابرقدرتی، مذاکره نیست.
 
۸ بعد از این مدت مبارزه کدام کشور
پیروز میدان بوده است؟

بقاء و پیشرفت انقلاب نشانه‌ی پیروزی ملت ایران است؛
ارزش‌های آمریکایی در دنیا افول کرده‌اند.
 
۹ آمریکا چه زمانی از دشمنی با ملت ایران دست خواهد برداشت؟
تا زمان تحقق اقتدار همه‌جانبه‌ی سیاسی، اقتصادی و علمی ایران این دشمنی ادامه دارد.
 
۱۰ سرانجام مبارزه‌ی تاریخی ملت ایران با دولت مستکبر آمریکا چه خواهد بود؟
سنت‌های الهی پیروزی جبهه حق را تضمین می‌کند.
 
 


موضوع مطلب :
جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ :: ۸:۳٦ ‎ق.ظ

نام : فاطمه

مدرک تحصیلی : دیپلم

نام خانوادگی : بومی

تاریخ شهادت : 1359/08/04

نام پدر : جمشید

محل شهادت : آبادان

محل تولد : آبادان

نحوه شهادت : بمباران

تاریخ تولد : 1341/03/31

گلزار : آبادان

استان : خوزستان

شهر : آبادان

شهید فاطمه بومی در سال 1341در آبادان بدنیا آمد . از اول دبستان با چادر سر کلاس می رفت وقتی همسایه ها دلیل این کار را می پرسیدند. می گفت :چون سر کلاس ،بعضی از معلم ها مرد هستند . به خاطر همین چادر سرم می کنم . خیلی با حجاب ،با حیاءو با ایمان بود در آن گرمای خوزستان سحرها بیدار می شد و تنها یک لیوان آب می خورد و روزه می گرفت به هم سن وسالهای خودش اول قران وبعد قلاب بافی و خیاطی یاد می داد . همیشه می گفت :می خواهم فی سبیل الله معلم شوم در راهپیمایی ها و نمازجمعه با همراه مادرش شرکت می کرد . تازه دیپلبم گرفته بود که جنگ شروع شد . 54روز در جنگ مقاومت کرد . نه آب داشتند نه برق . امام جمعه اعلام کرد :همه ی خانواده ها باید شهر را ترک کنند . دیگر خرمشهر امنیت ندارد زیرا دشمن اکثرمناطق شهررا اشغال کرده است . مادرش می گوید :تصمیم گرفتیم با دایی عروسم که به منطقه آشنایی بیشتر داشت از شهر خارج شویم دخترم گفت :اگر در خانه بمیریم بهتر از این است که درراه به دست عراقی ها اسیر شویم . مثل این که بهش الهام شده بود . دو روز مانده به شهادتش پار چه ای خریده و برای من دوخت و گفت :مادر معلوم نیست زنده بمانم یا نه !ما ایستگاه 6بودیم ولی خانه ی مادرم امیریه بود . 20روز بود که از آنها خبری نداشتیم . تا این که خبر دادند برادرم ترکش به پهلویش خورده است به دیدن برادرم رفتیم مادرم اصرار کرد و گفت همین جا بمانید و دیگر به خانه تان بر نگردید . بعد از اصرار زیاد مادرم قبول کردیم . 

نزدیک ساعت 10شب بود که نزدیکی های خانه ی شان را بمباران کردند . مادرم تازه سه ماه بود که خانه شان را ساخته شده بود روشنایی اش طوری بود که دیگر نیازی به چراغ روشن کردن نبود از آتش ضد هوایی ها ،داخل خانه روشن می شد . آن شب آماده یخواب شدیم که خواهرم به فاطمه گفت :فاطمه خانم بی زحمت یک لیوان آب برام بیار داشت می رفت که برایش آب ببرد من گفتم :آن تسبیحی که به دستگیره ی در اویزان است رو به من بده بعد برو . 
تسبیح را به من داد هنوز شروع به ذکر گفتن نکرده بودم که ناگهان بمب زدند و قسمت هایی از چند طبقه روی سرمان خراب شد . دایی زن برادرم که آنجا بود . پدر و دخترم را که بیشتر آسیب دیده بودند به بیمارستان خورشید انتقال داد . ساعت 7صبح بود که خبر شهادت دخترم را برایم آوردند پهلوی راست و پای راستش مجروح شده بود اورا غسل وکفن کردند من و همسرم به همراه پدر و مادرم اورا به خاک سپردیم . 

براه میهن و دینم فدا کردم جوانی را 

به آگاهی پسندیدم بهشت جاودانی را 

بگو بر مادر زارم شهید هرگز نمی میرد 

که من عشق شهادت را زمولایم علی گیرم



موضوع مطلب : شهید فاطمه بهرامی باش / شهدای زن / شهادت و یارپاق / داریوش مصلح

مروری بر زندگی شهدای دبیرستان زینبیه شهرستان میانه

برای خواندن زندگی نامه هر شهید بزرگوار به ادامه مطلب مراجعه کرده

و روی اسم شهید کلیک کنید



موضوع مطلب : شهدای مدرسه زینبیه میانه / شهدای زن / شهادت و یارپاق / داریوش مصلح
یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱ :: ۸:٢٢ ‎ق.ظ

مدرسه دختران زینبیه شهرستان میانه در 12 بهمن ماه سال 1365 توسط رژیم بعث عراق بمباران شد و امسال در بیست و ششمین سالگرد شهادت دانش آموزان این مدرسه بار دیگر صحنه این واقعه بازسازی می شود .

 



موضوع مطلب : مدرسه زینبیه / زنان شهید / شهادت و یارپاق

 به نام خداوند بخشنده و مهربان

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پربار زن روز؛

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو می کنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید و سلامت باشید. قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما به خاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم. بدون تعارف و تمجیدهای دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات موسسه کیهان است، اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند، مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته؛ جریان را برایتان بازگو می کنم:

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم، اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند. تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند، زود می خوابند؛ اصلاً در طول روز یک بار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیت ها سوءاستفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.

 



موضوع مطلب : نوجوان شهید / مجله زن / شهادت و یارپاق / داریوش مصلح
دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ :: ٧:٥٧ ‎ق.ظ

تقدیم به شهیدان گمنام، عاشقان بی‏نام و نشانى که در باغ ملکوت شهره‏اند و در عالم خاک غریب.
به استخوان پاره‏هایى که پروازشان بر فراز دست‏ها بوى بهشت را در مشام شهر افکند.

اى پاره پاره، نوگل خندان کیستى؟
اى پر شکسته ، بلبل بستان کیستى؟

اى مهربان ستاره، تو را آسمان کجاست؟
اى ماهپاره، شمع شبستان کیستى؟

باناز ، اى غزال رها می‏روى چه خوش‏
اى نور دیده، سرو خرامان کیستى؟
از هم گسسته از چه بلا، بند بند تو؟
اى صید رسته، خسته‏ى پیکان کیستى؟

این داغ از کجاست چنین استخوان گداز؟
مى‏آیى از کجا؟ ز شهیدان کیستى؟

عاشق‏ترین سوار! چرا خفته‏اى خموش؟
از لشکر که‏اى ؟ وز گردان کیستى؟

اسطوره‏ها به نام تو تعظیم مى‏کنند
اى عشق، اى فسانه، ز دیوان کیستى ؟

آرامش کدام دل شرحه شرحه‏اى؟
روح کی‏اى ؟ قرار که‏اى؟ جان کیستى؟

دل میبرد ز دست ، شمیم بهشتى‏ات‏
اى گلبن شرف ز گلستان کیستى؟

آشفته حال، آبله پا، می‏رسى ، غریب‏
مجنون داغدار بیابان کیستى؟

ما مانده چون غبار و تو ره برده تا حبیب‏
اى خوش رهیده ، دست به دامان کیستى؟

اى شهره در جهان بقا، بى‏نشان خاک‏
شهرت کجاست؟ اهل کجا؟ زان کیستى؟

توفان مستی‏ات همه رقص حماسه داشت‏

در حیرتم که مست خمستان کیستى؟

از ناى استخوان تو گلبانگ «ارجعى» است‏
پیداست اى شهید که قربان کیستى ؟

از نینواى سینه برآر آتشى «کویر»
تا گویمت جدا ز نیستان کیستى؟

 



موضوع مطلب : شعر عاشقی
جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱ :: ۸:٢۸ ‎ب.ظ

خوشا سر به سودای معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!
خوشا شیطان درون خویش را به بند کشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن!
خوشا لحظه قربانی کردن بت‏های ظاهر و باطن به پای عشق و هم‏سفر شدن با راهیان کوی دلدار!
خوشا گرگ‏های خشم و غضب را از دیار دل خویش راندن!
خوشا نوبت به زمین زدن ناقه‏های تکبر که اسباب زحمت آدمی‏اند و سد شده‏اند در مسیر رستگاری‏اش!
خوشا روایت «بسم الله» بر گلوی خویش خواندن و کلمه توحید را بر تخت پادشاهی قلب نشاندن!
خوشا جهاد اکبر با مدعیان دروغین خدایی و خوشا جان عزیز خویش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن از همه چیز به خاطر او!
عید شرافت و بندگی
عید قربان، عید شرافت بنی آدم است و کرامت انسانی‏اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانی است که جان فرزند خویش را نذر قربان‏گاه‏ها می‏کردند.
و ای کاش رفتگان تاریخ هم برمی‏گشتند!
کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏نشینان شهر غیبت هم شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ها، مرتضی را تصنیف کرد.
مردمان به حج رفته مدینه از غدیر، تبریک و شادباشی شناختند و علی ماند و مسئولیت این قوم و علی ماند و مولاییِ مردمی کم‏حافظه.
همه جا را چراغانی کنید!
ای مردمان کوچه تاریخ! زمان را چراغانی کنید؛ نکند حافظه تاریخ کم شود!
نکند خبر امامت ابوتراب، لای ورق‏های تاریخ، خاک بخورد! همه جا را چراغانی کنید؛ هر چراغی که به شکرانه برمی‏افروزید، آیه‏ای از حقانیت علی خواهد شد.
خاطره‏ای برای تشیع
غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛ غدیر، جغرافیای تنهایی علی و فاطمه است.
غدیر، خاطره تشیع است که نیمه شب‏ها و سحرگاهان، ذکر نام علی و فرزندانش را تداعی می‏کند.
پرتال شهر مشهد عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت و همچنین حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است محضر شما مخاطبان صدیق و کوشا و همه ی شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نماید.
به مناسبت این ایام سراسر نور و برکت مسابقه از عید بندگی تا عید ولایت طراحی شده است که برندگان آن در آخرین روز برگزاری معرفی خواهند گردید



موضوع مطلب : عید غدیرخم
موضوعات
پيوندها
صفحات وبلاگ
امکانات جانبی



انعکاس بناب